ناصر الدين شاه قاجار
185
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
كه نزديك به شهر ساوه است و بعد از اين ده به شهر ساوه ميرسد دست چپ به قدر يكفرسخ راه يك كوه سياه كوچكى در امتداد راه نمايان است كه اسم آن زرّاب است و در دامنهء اين كوه چند ده كوچك افتاده است كه از دور سبزهء آن نمايان بود و اسامى آنها از اينقرار است ده لوسى ليجرد باغ شاه بلاغ يكّهباغين نيويشى خلخاب و غيره خلاصه تا عصر در اين مزرعه بوديم قدرى نوشتجات خوانديم و قدرى نقشه كشيديم دو ساعت بغروب مانده هوا كمكم ابر شد ما هم غنيمت شمرده برخاستيم و سوار كالسكه شده رانديم براى منزل راه صاف خوبى بود آبادى و دهى هم ديگر سر راه نيست عبد اللّه خان والى كه از جانب نايب السّلطنه بچناقچى ميرفته كه از اوّل بنا بود ما از آنراه برويم حالا كه ما از اين راه آمدهايم او هم برگشته آمده بود اينجا سر راه ايستاده بود بحضور رسيد قريهء چناقچى هم مال نايب السّلطنه است و ده معتبرى است آمديم تا رسيديم بفتحآباد اينجا هيچ آبادى نبوده پنج شش سال است نايب السّلطنه اينجا را آباد كرده قلعهء معتبرى ساخته حمّام خوبى هم بنا كرده و رعيّت آورده نشانده است خيلى آبادى خوب معتبرى است چادر ما را سر قنات زده بودند قناتش در اين فصل متجاوز از نيم سنگ آب داشت رفتيم بسراپرده جناب امين السّلطان و عزيز السّلطان و مجد الدّوله و ساير